Monday, August 18, 2014

تلنگر هجران

تلنگر هجران

«النعمة اذا فَقَدَت عَرَفَت»


داشتن شرط لازمه فقط ، شرط کافی تلّذذ از چیزا ھشیاریه نسبت بشون، یعنی حواسمون باشه نباشن چطور می‌شیم، غبار غفلت حاشیهامن‌پنداریا و اطمینان از حالاحالاھا بودنشون آدمُ بی‌تفاوت می‌کنه به چیزایی که یه‌روز ذیقدر بودن واسش و الانم آرزوی خیلیاس، زندگی‌مون مملو می‌شه از اونا که واسه بودنشون شکر نیست و فقط تو نبودشون شکایته، دارایی امنُ زود از دایره‌ی توجهمون می‌ندازیم بیرون تا جا واسه تحصیل نداشته‌ها باز شه، اما چه‌سود؟ تا کی؟ ، افسوس که جای اغتنام لذّت "در دماغ شوق دود حسرتی پیچیده است".
یه‌جور شبیه اینکه بدن سرعت ثابتُ حس نمی‌کنه و شتاب‌سنجه، توجّه ھم کنتراست‌سنجه، تفاوت‌فهمه، باعث می‌شه مھمّات قدیم "لب طاقچه‌ی عادت از یاد من و تو برود". شامّه‌ی علاقه حساسیتشُ از دست می‌ده تو این پروسه که زیبا گفته عزیزی  :

 " از کثرتِ وصال ندانم وصال چیست!
چون باغبان پرُ است دماغم ز بوی گل "

یه متضادی نیازه تا تجربه‌ش شوقُ شاداب کنه، واسه زدایش زنگار تکرّر و روزمرگی، رابطه‌ی محدودیت و مطلوبیته که "کل شیء اذا کثَر رخَص"، بر کنار فُرات‌بودن باعث می‌شه نفهمیم آبُ که "به راه بادیه دانند قدر آب زلال "، مهجوری و بی‌نصیبی و انتظاره که می‌فهمونه کیه؟ چیه؟، که گفتن "یعرف الاشیاء باَضدادِھا" ، بقول بیدل: " شادی چه قدر دارد جایی‌که غم نباشد"، تذکار فقدان قدردون‌کننده‌س ، " ریه‌ھای لذت پُر اکسیژنِ مرگ است ". مفارقت ارزشگذار  رفاقتاس، سعدی می‌فرماد:

 "دو دوست قدر شناسند روز صحبت را
که مدتی بگسستند و باز پیوستند  "


+ قصه من و دانلود شبانه‌ی رایگان چُنینه عزیزون، 5 ماه آزگار سبد دانلودمنیجرم خالی بود، از کاھلی و بی‌اعتنایی ناشی از همیشه‌پنداری لینک دریغش کردم، تا اینکه یه‌روز مخابرات اعلام کرد شبانه رایگان طرح حذف شد، منقلب شدم ، فھمیدم توسَنی کردم و نادم شدم، تا بعد دیدم مجددا شبانه‌ش رایگان شده، خب من دیگه اون آدم سابق نیستم و وصلُ می‌فھمم ، عمر می‌طلبم که دانلود کنم این تورنت‌ھا  :

لذت چاشنی وصل تو من دانم و بس
که چو من زھر فراقت نچشیدست کسی



یه‌وقتایی باید آدم نھیب بزنه به خودش "وی بر سر گنج از گدایی مرده" ، بشینه جای آمال بعید قدری به داراییای اسیر غفلتش بپردازه و اونا رُ از فاکتوری که نبودش نارضایتیه به اونی که بودنش عزیزه تبدیل کنه .